منبرستان

متن و فایل صوتی و تصویری سخنرانی کوتاه

منبرستان

متن و فایل صوتی و تصویری سخنرانی کوتاه

منبرستان

به نام خدا
با عرض سلام و ادب خدمت کاربران عزیز
در مطالب این سایت
اول متن سخنرانی کوتاه مذهبی آمده
دوم نکات منبرستانی در مورد آن حدیث آمده
سوم متن عربی حدیث و سند آن آورده شده
چهارم فایل صوتی تصویری حدیث با اجرای خود حقیر آورده شده است و تصویر متناسب با روایت روی فایل ویدئویی قرار داده شده است
اگر برای هر یک از مطالب این سایت عنوان مناسبتر یا کلید واژه و یا موضوع مناسبتر یا نکته منبرستانی دقیقتر یا تصویری مناسبتر یا شعر یا ضرب المثلی متناسب با مطلب یافتید حتما در نظرات بنویسید و اگر تجربه سخنرانی دارید دریغ نفرمایید.
من خیلی خوشحال می شوم که از من انتقاد کنید چون انتقاد باعث پیشرفت است لذا یک سربرگ را به انتقاد و پیشنهاد اختصاص دادم ضمنا حقیر هیچ ادعایی در مورد سخنرانی ندارم. خواهشمندم آزادانه نقد کنید.

نویسندگان
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

آخرین مطالب

۱۳ مطلب با موضوع «سبک محتوا» ثبت شده است

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۷ ، ۰۷:۰۱
محمد رضا اعظمی راد
۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۷ ، ۰۵:۲۹
محمد رضا اعظمی راد
۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۲:۴۱
محمد رضا اعظمی راد

 براى امام نامه‏ اى نوشت و گفت:

در مسح پا اختلاف شده است نظر خویش را برایم بنویسید تا بر طبق آن عمل نمایم.

حضرت کاظم- علیه السّلام- در جواب نوشتند:

آنچه که تو را به آن دستور مى‏ دهم این است که:

در وضو سه بار مضمضه کنى، و سه بار استنشاق و سه بار صورت خود را بشویى و آب را به تمام محاسن برسانى. و دستهایت را سه بار بشویى و تمام سر خود را مسح کنى. و همچنین دست خود را به درون و بیرون گوشهایت بکشى و پاهایت را سه بار بشویى و با دیگران مخالفت نکنى.

على بن یقطین از امام- علیه السّلام- اطاعت نمود و همان گونه عمل کرد.

روزى هارون گفت: مى‏خواهم على بن یقطین را تبرئه کنم؛ چون مى‏گویند او «رافضى» است. و رافضى‏ها وضو را سبک انجام مى‏دهند. او را خواست و مشغولش کرد تا اینکه وقت نماز رسید. هارون پشت دیوار ایستاد، در جایى که على بن یقطین را مى‏دید ولى خودش دیده نمى‏شد. براى على بن یقطین آب فرستاد تا وضو بگیرد. على بن یقطین همان طور که امام- علیه السّلام- فرموده بود وضو گرفت.هارون آمد و گفت: کسى که گفته است تو رافضى هستى، دروغ گفته است.

أَنَّ عَلِیَّ بْنَ یَقْطِینٍ کَتَبَ إِلَى الْإِمَامِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع اخْتُلِفَ فِی الْمَسْحِ عَلَى الرِّجْلَیْنِ‏ فَإِنْ رَأَیْتَ أَنْ تَکْتُبَ مَا یَکُونُ عَمَلِی عَلَیْهِ فَعَلْتُ فَکَتَبَ أَبُو الْحَسَنِ ع الَّذِی آمُرُکَ بِهِ أَنْ تَتَمَضْمَضَ ثَلَاثاً وَ تَسْتَنْشِقَ ثَلَاثاً وَ تَغْسِلَ وَجْهَکَ ثَلَاثاً وَ تُخَلِّلَ‏[2] شَعْرَ لِحْیَتِکَ وَ تَغْسِلَ یَدَیْکَ ثَلَاثاً وَ تَمْسَحَ رَأْسَکَ کُلَّهُ وَ تَمْسَحَ ظَاهِرَ أُذُنَیْکَ وَ بَاطِنَهُمَا وَ تَغْسِلَ رِجْلَیْکَ ثَلَاثاً وَ لَا تُخَالِفَ ذَلِکَ إِلَى غَیْرِهِ فَامْتَثَلَ أَمْرَهُ وَ عَمِلَ عَلَیْهِ‏ فَقَالَ الرَّشِیدُ یَوْماً أُحِبُّ أَنْ أَسْتَبْرِئَ‏[3] أَمْرَ عَلِیِّ بْنِ یَقْطِینٍ فَإِنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّهُ رَافِضِیٌّ وَ الرَّافِضَةُ یُخَفِّفُونَ فِی الْوُضُوءِ فَطَلَبَهُ فَنَاطَهُ‏[4] بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الشُّغُلِ فِی الدَّارِ حَتَّى دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاةِ فَوَقَفَ الرَّشِیدُ مِنْ وَرَاءِ حَائِطِ الْحُجْرَةِ بِحَیْثُ یَرَى عَلِیَّ بْنَ یَقْطِینٍ وَ لَا یَرَاهُ هُوَ وَ قَدْ بَعَثَ إِلَیْهِ بِالْمَاءِ لِلْوُضُوءِ فَتَوَضَّأَ کَمَا أَمَرَهُ مُوسَى ع‏[5] فَقَامَ الرَّشِیدُ وَ قَالَ‏[6] کَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّکَ رَافِضِیٌّ فَوَرَدَ عَلَى عَلِیِّ بْنِ یَقْطِینٍ بَعْدَ ذَلِکَ کِتَابُ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع مِنَ الْآنَ تَوَضَّأْ کَمَا أَمَرَ اللَّهُ اغْسِلْ وَجْهَکَ مَرَّةً فَرِیضَةً وَ أُخْرَى إِسْبَاغاً وَ اغْسِلْ یَدَیْکَ‏[7] مِنَ الْمِرْفَقَیْنِ کَذَلِکَ وَ امْسَحْ مُقَدَّمَ رَأْسِکَ وَ ظَاهِرَ قَدَمَیْکَ مِنْ فَضْلِ نَدَاوَةِ وَضُوئِکَ فَقَدْ زَالَ مَا یُخَافُ عَلَیْکَ‏[8]

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۱۲
محمد رضا اعظمی راد

به نام خدا
مردی به نام عکاف می گوید:
به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمدم.

آن حضرت (صلی الله علیه و آله) به من فرمود: آیا همسر داری؟ گفتم: خیر.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: تو توانائی جسمی و امکانات مالی را برای ازدواج داری؟
گفتم: بله.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: در این صورت تو از یاران شیطان خواهی بود. یا اینکه تو از راهبان نصاری محسوب خواهی شد.
و یا اینکه باید کاری را که مسلمان انجام می دهند تو نیز انجام دهی (ازدواج کنی).

و بدرستی که ازدواج شیوه و سنّت من است و بدترین شما کسانی هستند که ازدواج نکرده باشند و پسترین مردگان شما آنهایی هستند که ازدواج نکرده باشند.
وای بر تو ای عکاف
ای عکاف ازدواج کن. ازدواج کن. و اگر ازدواج نکنی از جمله ی خطاکاران خواهی بود.
در این وقت عکاف گفت: ای پیامبر هم اینک زنی را به همسری من درآور.
در این هنگام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به او فرمود: فلان زن را به عنوان همسر برای تو انتخاب نمودم.
متن عربی حدیث

الشَّیْخُ أَبُو الْفُتُوحِ الرَّازِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ،:

عَنْ عَکَّافِ بْنِ وَدَاعَةَ الْهِلَالِیِّ قَالَ:

أَتَیْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)

فَقَالَ لِی یَا عَکَّافُ أَ لَکَ زَوْجَةٌ

قُلْتُ لَا

قَالَ أَ لَکَ جَارِیَةٌ

قُلْتُ لَا

قَالَ وَ أَنْتَ صَحِیحٌ مُوسِرٌ

قُلْتُ نَعَمْ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ

قَالَ فَإِنَّکَ إِذاً مِنْ إِخْوَانِ الشَّیَاطِینِ

إِمَّا أَنْ تَکُونَ مِنْ رُهْبَانِ النَّصَارَى

وَ إِمَّا أَنْ تَصْنَعَ کَمَا یَصْنَعُ الْمُسْلِمُونَ

وَ إِنَّ مِنْ سُنَّتِنَا النِّکَاحَ

شِرَارُکُمْ عُزَّابُکُمْ وَ أَرَاذِلُ مَوْتَاکُمْ عُزُّابُکُمْ إِلَى أَنْ قَالَ

وَیْحَکَ یَا عَکَّافُ تَزَوَّجْ تَزَوَّجْ

فَإِنَّکَ مِنَ الْخَاطِئِینَ

قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ

زَوِّجْنِی قَبْلَ أَنْ أَقُومَ

فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) زَوَّجْتُکَ کَرِیمَةَ بِنْتَ کُلْثُومٍ الْحِمْیَرِیِّ (1)
____________________________________________
1. مستدرک ج 14 ص 156

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۰۲
محمد رضا اعظمی راد

پسر رو قدر مادر دان که دایم
کشد رنج پسر بیچاره مادر

برو بیش از پدر خواهش که خواهد
تو را بیش از پدر بیچاره مادر

ز جان محبوب‌تر دارش که دارد
ز جان محبوب‌تر بیچاره مادر

از این پهلو به آن پهلو نغلتد
شب از بیم خطر بیچاره مادر

نگهداری کند نه ماه و نه روز
تو را چون جان به بر بیچاره مادر

به وقت زادن تو مرگ خود را
بگیرد در نظر بیچاره مادر

بشوید کهنه و آراید او را
چو کمتر کارگر بیچاره مادر

تموز و دی تو را ساعت به ساعت
نماید خشک و تر بیچاره مادر

اگر یک عطسه آید از دماغت
پرد هوشش ز سر بیچاره مادر

اگر یک سرفه بی‌جا نمایی
خورد خون جگر بیچاره مادر

برای این که شب راحت بخوابی
نخوابد تا سحر بیچاره مادر

دو سال از گریه روز و شب تو
نداند خواب و خور بیچاره مادر

چو دندان آوری رنجور گردی
کشد رنج دگر بیچاره مادر

سپس چون پا گرفتی، تا نیافتی
خورد غم بیشتر بیچاره مادر

تو تا یک مختصر جانی بگیری
کند جان مختصر بیچاره مادر

به مکتب چون روی تا بازگردی
بود چشمش به در بیچاره مادر

وگر یک ربع ساعت دیر آیی
شود از خود به در بیچاره مادر

نبیند هیچ‌کس زحمت به دنیا
ز مادر بیشتر بیچاره مادر

تمام حاصلش از زحمت این است
که دارد یک پسر بیچاره مادر

ایرج میرزا

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۴:۳۲
محمد رضا اعظمی راد

به نام تو ای بی نیاز مطلق
اى فرزند آدم! من بى‌نیازى هستم که نیازمند نمى‌شوم؛ مرا در آنچه بدان امر کرده‌ام اطاعت کن تا تو را بى‌نیازى کنم که نیازمند نشوى. اى فرزند آدم! من زنده‌اى هستم که نمى‌میرم، مرا در آنچه امر کرده‌ام اطاعت کن تا تو را زنده‌اى قرار دهم که فنا نشوى. اى فرزند آدم! من چون چیزى را بخواهم، به آن مى‌گویم: باش! پس موجود مى‌شود؛ مرا در آنچه امر کرده‌ام اطاعت کن تا تو را چنین سازم که هر چه را بخواهى، بگویى: باش! پس موجود شود.

یَا ابْنَ آدَمَ أَنَا غَنیٌّ لاَ أَفْتَقِرُ أَطِعْنی فیما أَمَرْتُکَ أَجْعَلْکَ غَنِیّاً لاتَفْتَقِرُ، یَا ابْنَ‌آدَمَ أَنَا حَىٌّ لاأَمُوتُ أَطِعْنی فیما أَمَرْتُکَ أَجْعَلُکَ حَیّاً لا تَمُوتُ؛ یَا ابْنَ‌آدَمَ أَنا أَقُولُ لِلشَّیْءِ کُنْ فَیَکُونُ أَطِعْنی فیما أَمَرْتُکَ أَجْعَلُکَ تَقُولُ لِلشَّیْءِ کُنْ فَیَکُونُ

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۳۷
محمد رضا اعظمی راد

گُــــــــــــــلِ سرخ بهــــــــــــــــــارانی حسینم (2)

چـــــــــــــــــــــــــــــــراغ نیزه دارانی حسینم (2)

بخــــــــــــــــــــــــوان قرآن برایم، که دنبالت بیایم

حسینـــــــــــــــــم      وا      حسینــــــــــــــــــــــم

ســـــــــــــــــرت بــــــــــــالای نی مثل ستاره (2)

تَـــــنت مــــــــــــــــــــــــــانــــــند قـرآن پاره پاره

صفـــــــــــــــــــــــا بخش دل من، چراغ محفل من

حسینـــــــــــــــــم      وا      حسینــــــــــــــــــــــم

بــــــــــــــه قـــــــربان ســــرِ نـــــــورانی تو (2)

چـــــــــــــــرا خـــــــــــون ریـــــزد از پیشانی تو

بنــــــــــــال ای نــــــــــــور دیده، ز رگهای بریده

حسینـــــــــــــــــم      وا      حسینــــــــــــــــــــــم

گهــــــــــــی در مــــــــوج خــــــون، گه برسنانی

تــــــــــــــــو خـــــــورشید زمــــــــــــن و آسمانی

فــــــــروزان مــــــــــــــاه زینب، چراغ راه زینب

حسینـــــــــــــــــم      وا      حسینــــــــــــــــــــــم

بتــــــــــــــــاب از نــــــــــــــوک نی ای ماه زینب

کـــــــــــــــه شد کـــــــــــــــــــــوفه زیاتگاه زینب

ســــــــر راهت نشستــــــــم، به محمل سر شکستم

حسینـــــــــــــــــم      وا      حسینــــــــــــــــــــــم

نگــــــــــاهم کـــــن نگــــــــــاهم کن نگــــاهم کن

کـــــــــــــــه   من   زوُار   تــــو   در    قتلگاههم

عُذرارم لاله گون است، رُخم رنگین ز خون است

حسینـــــــــــــــــم      وا      حسینــــــــــــــــــــــم

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۹۷ ، ۲۰:۴۳
محمد رضا اعظمی راد

ای آن که مهر خاتم بوسیده حنجرت را
ارباب ما تو هستی دریاب نوکرت را


ای نور چشم زهرا با چشم دل نظر کن
با دست بسته بنگر سرباز سنگرت را


صیاد بی همیت در سنگر شهادت
از سنگ کین شکسته بال کبوترت را


مولا میا به کوفه کاین بی حیا جماعت
در خاک و خون کشیدند پیغام آورت را


این کوفیان بی دین از نسل آن گروه اند
کز ضرب در شکستند پهلوی مادرت را


مولا! به جان زهرا سوی مدینه برگرد
اینجا میا که دشمن سازد جدا سرت را


خواهی اگر بیایی تنها بیابه کوفه
همراه خود میاور شش ماهه اخترت را


ترسم به کوفه ایی بینی تو قطعه قطعه
با تارک دریده آزاده اکبرت را


ترسم به کوفه ایی، لب تشنه، خصم کافر
سازد جدا ز پیکر دست برادرت را


آیی اگر به کوفه زینب میان گودال
بوسد به جای صورت رگهای حنجرت را

ژولیده نیشابوری

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۵۴
محمد رضا اعظمی راد

اینجا روان اشک خلایق از دو عین است          اینجا مزار یوسف زهرا حسین است
اینجا شرف بر جنت موعود دارد                     اینجا ملک روی غبار آلود دارد
اینجا فضا بوی خدا همراه دارد                      اینجا صفا از خون ثارالله دارد
اینجا به روی آل طاها آب بستند                    پیشانی فرزند زهرا را شکستند
اینجا به خون فرزند زهرا دست و پا زد              در زیر تیغ شمر مادر را صدا زد
اینجا کلام الله را در خون کشیدند                   اینجا حسین ابن علی را سر بریدن
اینجا زغصه جان عالم بر لب آید                     اینجا صدای مرکب بی صاحب آید
اینجا زغم رنگ از رخ زینب پریده                     بگذاشت لبه را به رگهای بریده
اینجا ولایت گلشنش آتش گرفته                   اینجا یتیم دامنش آتش گرفته
اینجا خزان گردیده گلهای مدینه                    نیلی ز سیلی شد گل روی سکینه
اینجا یتیمان سیلی از بیداد خورند                  از ترس، زیر خار ها لب تشنه مردند
اینجا زدند آل علی را ظالمانه                        اینجا زدشمن خورده زینب تازیانه
اینجا سر فرزند زهرا بر سنان بود                   دستش جدا از تیغ ظلم ساربان بود
اینجا زمینش لاله های یاس دارد                   یک باغ گل از پیکر عباس دارد
اینجا شرر بر قلب خیر الناس افتاد                  اینجا دو دست از پیکر عباس افتاد
اینجا روان خون دل از چشم رباب است           در گریه ی اصغر صدای آب آب است
اینجا گلوی خشک اصغر را دریدند                  صید حرم را تشنه لب در خون کشیدن
اینجا علی اکبر ز صدر زین فتاده                    اینجا پدر بر صورتش صورت نهاده

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۹۵ ، ۱۰:۴۹
محمد رضا اعظمی راد

به نام محبوب تمام عالمیان خداوند سبحان،

آری خدا خود محبوب است یعنی خلائق او را دوست دارند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) محبوبِ خدا است و حال؛ سؤال این است که محبوب ترین انسان نزد خداوند و در نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) چه کسی بوده است. با یک جستجوی کامل در روایات به این حدیث برخوردیم 
روزی از روزها شخصی از انس بن مالک پرسید چرا همیشه بر سرت دستار می بندی؟ 
انس گفت: نفرین علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) است. پرسیدند: چگونه بوده است؟ گفت: من خدمتگزار رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بودم. مرغی بریانی براى ایشان هدیه آوردند. 

فرستده ی خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: خدایا محبوب‏ترین انسان نزد تو و نزد من را به حضور من آور تا از این مرغ بریان همراه من بخورد. علی (علیه‌السلام) آمد.
انس می گوید که من گفتم: پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) گرفتارند و دوست می داشتم مردى از اقوام خودم بیاید. 
پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) براى بار دوم دست برافراشتند و همان دعا را فرمودند و علی (علیه‌السلام) آمد و همچنان گفتم که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) گرفتارند، و همچنان دوست می داشتم مردى از قوم من بیاید. 
پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) براى بار سوم دست به دعا برداشتند و فرمودند: خدایا محبوب‏ترین انسان نزد تو و نزد من را به حضور من آور تا از این مرغ بریان همراه من بخورد و باز علی (علیه‌السلام) آمد و همچنان گفتم: پیامبر مشغول کاری هستند و نمی رسند که با شما ملاقات کنند. این دفعه علی (علیه‌السلام) صداى خویش را بلند کرد و گفت: پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) مشغول چه کاری هستند؟ پیامبر شنیدند و فرمودند: انس! کیست؟
گفتم: علی بن ابی طالب است، فرمودند: اجازه ورود بده و چون علی (علیه‌السلام) وارد شد، پیامبر 

(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: سه بار از پیشگاه خداوند درخواست کردم که محبوب‏ترین آفریده اش را نزد خود و نزد من را به حضور من آورد تا از این مرغ بریان همراه من بخورد و اگر در این بار نمی آمدى نام ترا بر زبان می آوردم و به خدا می گفتم: خدایا علی بن ابیطالب را نزد من آور. در این هنگام علی (علیه‌السلام) گفت: اى رسول خدا! من سه بار آمدم و هر سه بار «انس بن مالک» مرا رد کرد و گفت: پیامبر فرصت ندارند که با تو ملاقات کنند. رسول خدا از انس پرسیدند: چرا چنین کردی؟ گفتم:
اى رسول خدا! دعاى شما را شنیدم و دوست می داشتم مردى از اقوام من حاضر شود و من به این دلیل حضرت علی (علیه  را برمی گرداندم از این ماجرا سالها گذشت و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از دنیا رفتند و ابوکر به خلافت رسید و بعد از او عمر به خلافت رسید و زمانیکه عمر از دنیا رفت و در بین اصحاب پیامبر بحث جانشینی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) مطرح شد امیر المومنین علی (علیه السلام) همین داستان را بیان فرمود و به اصحاب پیامبر گفت خود پیامبر فرمودند که من محبوب ترین خلق نزد خدا و رسول هستم اصحاب از علی (علیه السلام) شاهد خواستند. علی مرا گواه خواست و کتمان کردم و گفتم فراموش کردم. 
علی (علیه‌السلام) دست بر آسمان برداشت و گفت: پروردگارا! انس را گرفتار پیسی و برصی کن که نتواند از مردم پوشیده دارد. آنگاه انس دستار از سر برداشت و گفت:
این نفرین علی است. این نفرین علی است.
نکته های منبرستانی
1. اگر مسؤولیتی را پذیرفتیم هرگز خیانت نکنیم.
2. هرگز احساس نکنیم فلانی چون از اقوام ما هست پس انسان خوبی هست نه خیلی باید بلند نظر باشیم و در مورد امتیاز دادن بین اقوام خودمان و دیگران سعی کنیم ببینیم حق با کیست اینکه انسان اقوام خود را دوست داشته باشد و صله رحم کند خیلی خوب است و لی اینکه به خاطر دوستی خویشاوندان به دیگری ظلم کند و حق دیگری را ضایع کند خیلی بد است رسول خدا فرمودند اگر در دل کسی یک ذره کوچک (عصبیت) دوست داشتن نابجای اقوام باشد؛ روز قیامت خدا او را با اعراب جاهلیت محشور می کند.(1) در روایات با عنوان عصبیت از این موضوع یاد شده و در اصول کافی یک باب در مورد عصبیت(2) آمده است.
3. خیانت و ستم به خوانواده ی پیامبر (صلی الله علیه و آله) آخر و عاقبت خوبی ندارد.
4. اهل بیت بعضی وقتها نفرین می کنند و نفرینشان اثر می کند.
5. هرگاه از ما شهادت خواستند و ما واقعا شاهد بودیم حتما برویم و شهادت به حق دهیم و حقائق را پنهان نکنیم.
6. واقعا نزد خدا و رسول کسی محبوبتر از امیر المومنین نیست و این افتخار بزرگی برای شیعه است.
7. دانشمندان اهل سنت این روایت را در کتابهای شان آورده اند: 

المعجم الکبیر للطبرانی، ج1، ص253 حدیث شماره ی 730  
سنن الترمذی، ج5، ص300  حدیث شماره ی 3805 
المستدرک الصحیحین للحاکم النیشابوری، ج3، ص130 

السنن الکبرى، ج5، ص107 حدیث شماره ی 8398 
تاریخ مدینة دمشق لإبن عساکر، ج37، ص406  حدیث شماره ی 4428 
أسد الغابة لإبن الأثیر، ج4، ص30 
تاریخ الإسلام للذهبی، ج3، ص633 
البدایة و النهایة لإبن کثیر، ج7، ص387 
المناقب للخوارزمی، ص115
(با نرم افزار کتابخانه ی اهل بیت مطابقت داده شد جلد و صفحه و شماره حدیثها صحیح است)
متن عربی حدیث
حَدَّثَنَا أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی هُدْبَةَ قَالَ: 
رَأَیْتُ أَنَسَ بْنَ مَالِکٍ مَعْصُوباً بِعِصَابَةٍ فَسَأَلْتُهُ عَنْهَا فَقَالَ هِیَ دَعْوَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه‌السلام) 
فَقُلْتُ لَهُ وَ کَیْفَ یَکُونُ ذَلِکَ فَقَالَ کُنْتُ خَادِماً لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) 
فَأُهْدِیَ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) طَائِرٌ مَشْوِیٌّ 
فَقَالَ اللَّهُمَّ ائْتِنِی بِأَحَبِّ خَلْقِکَ إِلَیْکَ وَ إِلَیَّ یَأْکُلُ مَعِی مِنْ هَذَا الطَّائِرِ 
فَجَاءَ عَلِیٌّ (علیه‌السلام) فَقُلْتُ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) عَنْکَ مَشْغُولٌ وَ أَحْبَبْتُ أَنْ یَکُونَ رَجُلًا مِنْ قُومِی 
فَرَفَعَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) یَدَهُ الثَّانِیَةَ 
فَقَالَ اللَّهُمَّ ائْتِنِی بِأَحَبِّ خَلْقِکَ إِلَیْکَ وَ إِلَیَّ یَأْکُلُ مَعِی مِنْ هَذَا الطَّائِرِ 
فَجَاءَ عَلِیٌّ (علیه‌السلام) 
فَقُلْتُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) عَنْکَ مَشْغُولٌ وَ أَحْبَبْتُ أَنْ یَکُونَ رَجُلًا مِنْ قُومِی 
فَرَفَعَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) یَدَهُ الثَّالِثَةَ 
فَقَالَ اللَّهُمَّ ائْتِنِی بِأَحَبِّ خَلْقِکَ إِلَیْکَ وَ إِلَیَّ یَأْکُلُ مَعِی مِنْ هَذَا الطَّائِرِ 
فَجَاءَ عَلِیٌّ (علیه‌السلام) 
فَقُلْتُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) عَنْکَ مَشْغُولٌ وَ أَحْبَبْتُ أَنْ یَکُونَ رَجُلًا مِنْ قُومِی 
فَرَفَعَ عَلِیٌّ (علیه‌السلام) صَوْتَهُ فَقَالَ وَ مَا یَشْغَلُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) عَنِّی فَسَمِعَهُ رَسُولُ اللَّهِ 
فَقَالَ یَا أَنَسُ مَنْ هَذَا فَقُلْتُ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه‌السلام) قَالَ ائْذَنْ لَهُ فَلَمَّا دَخَلَ
قَالَ لَهُ یَا عَلِیُّ إِنِّی قَدْ دَعَوْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ أَنْ یَأْتِیَنِی بِأَحَبِّ خَلْقِهِ إِلَیْهِ وَ إِلَیَّ یَأْکُلُ مَعِی مِنْ هَذَا الطَّائِرِ
وَ لَوْ لَمْ تَجِئْنِی فِی الثَّالِثَةِ لَدَعَوْتُ اللَّهَ بِاسْمِکَ أَنْ یَأْتِیَنِی بِکَ 
فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه‌السلام) یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّی قَدْ جِئْتُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ کُلَّ ذَلِکَ یَرُدُّنِی أَنَسٌ 
وَ یَقُولُ رَسُولُ اللَّهِ عَنْکَ مَشْغُولٌ 
فَقَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) یَا أَنَسُ مَا حَمَلَکَ عَلَی هَذَا 
فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ سَمِعْتُ الدَّعْوَةَ فَأَحْبَبْتُ أَنْ یَکُونَ رَجُلًا مِنْ قُومِی 
فَلَمَّا کَانَ یَوْمُ الدَّارِ اسْتَشْهَدَنِی عَلِیٌّ (علیه‌السلام) فَکَتَمْتُهُ فَقُلْتُ إِنِّی نَسِیتُهُ 
فَرَفَعَ عَلِیٌّ (علیه‌السلام) یَدَهُ إِلَی السَّمَاءِ 
فَقَالَ اللَّهُمَّ ارْمِ أَنَساً بِوَضَحٍ لَا یَسْتُرُهُ مِنَ النَّاسِ 
ثُمَّ کَشَفَ الْعِصَابَةَ عَنِ رَأْسِهِ فَقَالَ هَذِهِ دَعْوَةُ عَلِیٍّ هَذِهِ دَعْوَةُ عَلِیٍّ.(3)
___________________________________
1. 
الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 308
2. الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص: 307
3. امالی شیخ صدوق صفحه 655 

 

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۴ ، ۲۳:۲۳
محمد رضا اعظمی راد