منبرستان

متن و فایل صوتی و تصویری سخنرانی کوتاه

منبرستان

متن و فایل صوتی و تصویری سخنرانی کوتاه

منبرستان

به نام خدا
با عرض سلام و ادب خدمت کاربران عزیز
در مطالب این سایت
اول متن سخنرانی کوتاه مذهبی آمده
دوم نکات منبرستانی در مورد آن حدیث آمده
سوم متن عربی حدیث و سند آن آورده شده
چهارم فایل صوتی تصویری حدیث با اجرای خود حقیر آورده شده است و تصویر متناسب با روایت روی فایل ویدئویی قرار داده شده است
اگر برای هر یک از مطالب این سایت عنوان مناسبتر یا کلید واژه و یا موضوع مناسبتر یا نکته منبرستانی دقیقتر یا تصویری مناسبتر یا شعر یا ضرب المثلی متناسب با مطلب یافتید حتما در نظرات بنویسید و اگر تجربه سخنرانی دارید دریغ نفرمایید.
من خیلی خوشحال می شوم که از من انتقاد کنید چون انتقاد باعث پیشرفت است لذا یک سربرگ را به انتقاد و پیشنهاد اختصاص دادم ضمنا حقیر هیچ ادعایی در مورد سخنرانی ندارم. خواهشمندم آزادانه نقد کنید.

نویسندگان
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۷ مهر ۹۸، ۱۴:۱۶ - هیچکس ...
    8

آخرین مطالب

۵ مطلب در مرداد ۱۳۹۸ ثبت شده است

تقسیم کار در شبانه روز در روایتی از امام کاظم(ع)

امام کاظم فرمودند:
«إِجْتَهِدُوا فى أَنْ یَکُونَ زَمانُکُمْ أَرْبَعَ ساعات:ساعَةً لِمُناجاةِ اللهِ، وَساعَةً لاَِمْرِالْمَعاشِ، وَساعَةً لِمُعاشَرَةِ الاِْخْوانِ والثِّقاةِ الَّذینَ یُعَرِّفُونَکُمْ عُیُوبَکُمْ وَیُخَلِّصُونَ لَکُمْ فِى الْباطِنِ، وَساعَةً تَخْلُونَ فیها لِلَذّاتِکُمْ فى غَیْرِ مُحَرَّم وَبِهذِهِ السّاعَةِ تَقْدِروُنَ عَلَى الثَّلاثِ ساعات.»:
بکوشید که اوقات شبانه روزى شما چهار قسمت باشد:1 ـ قسمتى براى مناجات با خدا، 2 ـ قسمتى براى تهیّه معاش، 3 ـ قسمتى براى معاشرت با برادان و افراد مورد اعتماد که عیبهاى شما را به شما می فهمانند و در دل به شما اخلاص مىورزند، 4 ـ و قسمتى را هم در آن خلوت می کنید براى درک لذّت هاى حلال [و تفریحات سالم] و به وسیله انجام این قسمت است که بر انجامِ وظایف آن سه قسمت دیگر توانا می شوید

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۸ ، ۱۲:۳۳
محمد رضا اعظمی راد


قَالَ لِی یَا جَابِرُ أَ یَکْتَفِی مَنِ انْتَحَلَ التَّشَیُّعَ أَنْ یَقُولَ بِحُبِّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَوَ اللَّهِ مَا شِیعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ أَطَاعَهُ وَ مَا کَانُوا یُعْرَفُونَ یَا جَابِرُ إِلَّا بِالتَّوَاضُعِ وَ التَّخَشُّعِ وَ الْأَمَانَةِ وَ کَثْرَةِ ذِکْرِ اللَّهِ وَ الصَّوْمِ وَ الصَّلَاةِ وَ الْبِرِّ بِالْوَالِدَیْنِ وَ التَّعَاهُدِ لِلْجِیرَانِ مِنَ الْفُقَرَاءِ وَ أَهْلِ الْمَسْکَنَةِ وَ الْغَارِمِینَ وَ الْأَیْتَامِ وَ صِدْقِ الْحَدِیثِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ کَفِّ الْأَلْسُنِ عَنِ النَّاسِ إِلَّا مِنْ خَیْرٍ وَ کَانُوا أُمَنَاءَ عَشَائِرِهِمْ فِی الْأَشْیَاءِ قَالَ جَابِرٌ فَقُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا نَعْرِفُ الْیَوْمَ أَحَداً بِهَذِهِ الصِّفَةِ فَقَالَ یَا جَابِرُ لَا تَذْهَبَنَّ بِکَ الْمَذَاهِبُ حَسْبُ الرَّجُلِ أَنْ یَقُولَ أُحِبُّ عَلِیّاً وَ أَتَوَلَّاهُ ثُمَّ لَا یَکُونَ مَعَ ذَلِکَ فَعَّالًا فَلَوْ قَالَ إِنِّی أُحِبُّ رَسُولَ اللَّهِ فَرَسُولُ اللَّهِ ص خَیْرٌ مِنْ عَلِیٍّ ع ثُمَّ لَا یَتَّبِعُ سِیرَتَهُ وَ لَا یَعْمَلُ بِسُنَّتِهِ مَا نَفَعَهُ حُبُّهُ إِیَّاهُ شَیْئاً فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْمَلُوا لِمَا عِنْدَ اللَّهِ لَیْسَ بَیْنَ اللَّهِ وَ بَیْنَ أَحَدٍ قَرَابَةٌ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَکْرَمُهُمْ عَلَیْهِ أَتْقَاهُمْ وَ أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِهِ یَا جَابِرُ وَ اللَّهِ مَا یُتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى إِلَّا بِالطَّاعَةِ وَ مَا مَعَنَا بَرَاءَةٌ مِنَ‏النَّارِ وَ لَا عَلَى اللَّهِ لِأَحَدٍ مِنْ حُجَّةٍ مَنْ کَانَ لِلَّهِ مُطِیعاً فَهُوَ لَنَا وَلِیٌّ وَ مَنْ کَانَ لِلَّهِ عَاصِیاً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ وَ مَا تُنَالُ وَلَایَتُنَا إِلَّا بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ
ترجمه :
جابر جعفى گفت: امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: اى جابر، آیا کافى است براى کسى که ادّعاى تشیّع دارد، بگوید که دوستدار ما اهل بیت است؟به خدا سوگند، شیعه ما نیست مگر آن کسى که تقواى خدا را رعایت کند و از او اطاعت نماید. شیعیان ما شناخته نمى‏شدند، مگر به تواضع، خشوع (فروتنى در عبادت)، اداى امانت، بسیارى ذکر خدا، روزه گرفتن، نماز به پا داشتن، نیکى به والدین و رسیدگى به همسایگانى که فقیر و نیازمندند. همچنین رسیدگى به قرض داران و یتیمان، راستى در گفتار، تلاوت قرآن و بازداشتن زبان، از این که، جز نیکى مردم را نگویند، [نیز] شیعیان ما [همواره‏] در بین اقوام خویش امین بودند. جابر گفت: اى پسر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم، ما کسى را با این خصوصیات نمى‏شناسیم. حضرت، خطاب به او فرمود: اى جابر، افکار و آراى مختلف، تو را [از راه راست‏] بیرون نبرد. آیا کافى است مردى بگوید: من على علیه السّلام را دوست دارم و از دوستداران او هستم، پس اگر بگوید من رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را دوست دارم [که بهتر است‏]- زیرا رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از على علیه السّلام بهتر است- ولى از سیره او پیروى ننماید و به سنّتش عمل نکند، این دوستى براى او هیچ سودى نخواهد داشت. پس تقواى خدا را پیشه نمایید و براى آنچه نزد خداست، عمل کنید، زیرا بین خدا و بین هیچ کس، قرابت و خویشاوندى نیست. محبوبترین بندگان نزد خداوند و گرامى‏ترین آنها در پیشگاه او، با تقواترین و مطیع‏ترین آنهاست. اى جابر، جز با اطاعت و فرمانبردارى از خداى متعال، تقرّب به او حاصل نمى‏شود. تنها دوستى ما (آل محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) باعث رهایى از آتش نیست و هیچ یک از شما بر خدا حجّتى ندارد. هر کس مطیع خداست، ولىّ و دوستدار ماست و هر کس نافرمانى خدا را نماید، با ما دشمن است. ولایت ما اهل بیت، جز با عمل [به دستورات الهى‏] و پرهیز از گناه به دست نمى‏آید.

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۸ ، ۱۶:۱۸
محمد رضا اعظمی راد

بسم الله الرحمن الرحیم

 اِنَّ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ رَکَّبَ فِی الْمَلائِکَةِ عَقْلاً بِلا شَهْوَةٍ وَ رَکَّبَ فِی الْبَهائِمِشَهْوَةً بِلا عَقْلٍ وَرَکَّبَ فی بَنی آدَمَ کِلَیْهِما فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ فَهُوَ خَیْرٌ مِنَالْمَلائِکَةِ وَ مَنْ غَلَبَتْ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّ مِنَ الْبَهائِمِ؛

خداوند عزوجل، در وجود فرشتگان، عقل بدون شهوت و در چارپایان، شهوت بدونعقل و در وجود انسان، عقل و شهوت را با هم قرار داد، پس هر کس که عقلش بر شهوتشپیروز گردد، از فرشتگان بهتر است و هر کس شهوتش بر عقلش پیروز گردد، از چارپایانبدتر است.

منبع: علل الشرایع، ص 4، ح 1
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۸ ، ۱۲:۱۱
محمد رضا اعظمی راد

عن الصادق علیه السلام: وِلایَتی‌ لِعَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیه السلام أحَبُ‌ إلَیَ‌ مِن وِلادَتی مِنهُ؛ لِأَنَّ وِلایَتی لَهُ فَرضٌ، ووِلادَتی مِنهُ فَضلٌ.))[1]
نسبت ولایتى خود با على بن ابى طالب علیه السلام را از نسبت ولادتى خود با او، بیشتر دوست دارم ؛ چون ولایت او بر من فریضت است و ولادتم از او فَضیلت!
این روایت از روایات بسیار زیبا و آموزنده است. ائمه اطهار علیهم السلام نسبت به وجود مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام هم فریضه ولایت داشتند و هم فضیلت ولادت ولی ولایت نزد آنها بسیار مهم تر بود چون واجب با مستحب قابل مقایسه نیست و فاصله زیادی از هم دارند

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۸ ، ۱۵:۵۸
محمد رضا اعظمی راد
داستان شگفت انگیز سعد بن معاذ

امام صادق علیه السلام مى فرماید: گروهى نزد پیامبر خدا آمدند و او را به مرگ سعد بن معاذ خبر دادند، پیامبر با اصحاب براى تجهیز سعد حرکت کردند، و در حالى که بر چهارچوب در غسّال خانه قرار داشتند به غسل دادن بدن سعد فرمان دادند. هنگامى که او را حنوط و کفن کردند و بر تخته اى براى حمل به سوى بقیع قرار دادند، حضرت با پاى برهنه و بدون عبا دنبال جنازه حرکت کردند، سپس گاهى طرف راست جنازه را بر دوش مى گرفتند و گاهى طرف چپ را تا به قبر رسیدند. پیامبر وارد قبر شد و با دست مبارکش لحد چید و از اصحاب مى خواست که سنگ و خاک به حضرت دهند تا روزنه هاى بین لحد را بگیرد؛ چون فارغ شدند و خاک روى لحد ریخته شد و قبر به طور کامل بسته شد،

فرمود: من مى دانم به زودى جنازه مى پوسد ولى خدا بنده اى را دوست دارد که هرگاه کارى مى کند محکم و استوار انجام مى دهد، به این خاطر در چینش لحد و بستن روزنه هاى آن با سنگ و خاک دقت کردم.

در آن لحظه مادر داغدیده ى سعد از گوشه اى فریاد برداشت: اى سعد! بهشت بر تو گوارا باد، ولى پیامبر فرمودند: اى مادر سعدا مطلبى را بر پروردگارت در مورد فرزندت این گونه قاطع و یقینى نسبت مده؛ زیرا فشار سختى به سعد وارد شد!!

چون پیامبر و مردم از دفن سعد برگشتند، گفتند: اى پیامبر خدا! کارى را از شما در مورد سعد دیدیم که بر کسى ندیدیم، با پاى برهنه و بدون عبا تشییع جنازه آمدید. فرمودند: در این حالت به فرشتگانى که به تشییع آمده بودند اقتدا کردم. گفتند: گاهى جانب راست و گاهى جانب چپ جنازه را بر دوش گرفتید.

فرمود: در تشییع جنازه دستم در دست جبرئیل بود، آنچه او انجام داد من انجام دادم. گفتند: شما براى غسلش اجازه دادى و بر او نماز گزاردى و لحدش را چیدى آن گاه گفتى: فشارى سخت بر او وارد شد! فرمود: آرى، زیرا با خانواده اش بداخلاق بود! ولى اگر انسان از ایمانى متوسط یا حداقل، و عملى اندک برخوردار باشد ولى با سرمایه اى سرشار از مکارم اخلاقى زندگى کند، و با خانواده و اقوام و مردم در همه ى زمینه هاى اخلاقى خوش رفتار باشد در دنیا کمتر دچار مشکل مى شود و در آخرت مکارم اخلاقش رحمت و فیوضات بى نهایت حق را جذب مى کند.

 

برگرفته از کتاب زیبائى هاى اخلاق نوشته استاد حسین انصاریان

حدّثنا أبو الحسن علی بن الحسین بن شقیر بن یعقوب بن الحارث بن إبراهیم الهمدانی فی منزله بالکوفة، قال: حدّثنا أبو عبد اللّه جعفر بن أحمد بن یوسف الأزدی، قال: حدّثنا علی بن بزرج الحناط، قال: حدّثنا عمرو بن الیسع، عن عبد اللّه بن الیسع، عن عبد اللّه بن سنان، عن أبی عبد اللّه الصادق جعفر ابن محمّد علیهماالسلام ، قال: أتی رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وآله فقیل له: إنّ سعد بن معاذ قد مات. فقام رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وآله وقام أصحابه معه فأمر بغسل سعد وهو قائم علی عضادة الباب فلمّا أن حنط وکفن وحمل علی سریره، تبعه رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وآله بلا حذاء ولا رداء، ثمّ کان یأخذ یمنة السریر مرّة ویسرة السریر مرّة حتّی انتهی به إلی القبر، فنزل رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وآله حتّی لحده وسوّی اللبن علیه وجعل یقول: ناولونی حجرا، ناولونی ترابا رطبا، یسدّ به ما بین اللبن، فلمّا أن فرغ وحثا التراب علیه وسوّی قبره، قال رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وآله : إنّی لأعلم أنّه سیبلی ویصل البلی إلیه، ولکنّ اللّه یحبّ عبدا إذا عمل عملاً أحکمه.
فلمّا أن سوی التربة علیه قالت أمّ سعد: یا سعد، هنیئا لک الجنّة. فقال رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وآله : یا أمّ سعد مه، لا تجزمی علی ربّک، فإنّ سعدا قد أصابته ضمّة.
قال: فرجع رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وآله ، ورجع النّاس، فقالوا له: یا رسول اللّه، لقد رأیناک صنعت علی سعد ما لم تصنعه علی أحد، إنّک تبعت جنازته بلا رداء ولا حذاء؟ فقال صلی‌الله‌علیه‌وآله : إنّ الملائکة کانت بلا رداء ولا حذاء، فتأسّیت بها، قالوا: وکنت تأخذ یمنة السریر مرّة ویسرة السریر مرّة؟ قال: کانت یدی فی ید جبرئیل علیه‌السلام آخذ حیث یأخذ. قالوا: أمرت بغسله، وصلّیت علی جنازته ولحدته فی قبره، ثمّ قلت: إن سعدا قد أصابته ضمّة؟ قال: فقال صلی‌الله‌علیه‌وآله : نعم، إنّه کان فی خلقه مع أهله سوء(۱).
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۸ ، ۰۸:۱۱
محمد رضا اعظمی راد