منبرستان

متن و فایل صوتی و تصویری سخنرانی کوتاه

منبرستان

متن و فایل صوتی و تصویری سخنرانی کوتاه

به نام خدا
با عرض سلام و ادب خدمت کاربران عزیز
در این مطالب این سایت
اول متن سخنرانی کوتاه مذهبی آمده
دوم نکات منبرستانی در مورد آن حدیث آمده
سوم متن عربی حدیث و سند آن آورده شده
چهارم فایل صوتی تصویری حدیث با اجرای خود حقیر آورده شده است و تصویر متناسب با روایت روی فایل ویدئویی قرار داده شده است
اگر برای هر یک از مطالب این سایت عنوان مناسبتر یا کلید واژه و یا موضوع مناسبتر یا نکته منبرستانی دقیقتر یا تصویری مناسبتر یا شعر یا ضرب المثلی متناسب با مطلب یافتید حتما در نظرات بنویسید و اگر تجربه سخنرانی دارید دریغ نفرمایید.
من خیلی خوشحال می شوم که از من انتقاد کنید چون انتقاد باعث پیشرفت است لذا یک سربرگ را به انتقاد و پیشنهاد اختصاص دادم ضمنا حقیر هیچ ادعایی در مورد سخنرانی ندارم. خواهشمندم آزادانه نقد کنید.

طبقه بندی موضوعی
نویسندگان
پیوندها

باز هم ماجرای کوچه

پنجشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۵، ۰۳:۱۵ ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خدا کاربران عزیز و دوستان منبرستانی؛ سلام امیدوارم روز خوبی داشته باشید و در این ایام فاطمیه شناختتان نسبت به حضرت فاطمه زهرا و سایر اهل بیت روز به روز بیشتر شود ایام فاطمیه بهترین فرصت است برای شناخت حضرت زهرا (سلام الله علیها). یکی از مطالبی که در مورد حضرت زهرا مطرح است؛ توجه امامان معصوم به فاطمه زهراست. مثلا وجود قدسی امام صادق (علیه السلام) توجه خاصی به مادرشان داشتند. یک روز که امام صادق (علیه السلام) به کوفه آمده بودند؛ یکی از اصحاب آن حضرت به نام «بَشّارِ مُکاری» خدمت امام رسید.  بَشّارِ نقل می کند که خدمت آن جناب ظرفی از خرمای شیرین بود که میل می نمودند و بعد از سلام و احوالپرسی امام فرمودند: بشار؛ بیا جلو بخور. گفتم: گوارای وجودتان باد فدایتان شوم چیزی در بین راه دیدم که سخت ناراحتم کرده و قلبم را به درد آورده و بغض گلویم را گرفته و تأثیر زیادی در من  گذاشته است. حضرت فرمودند: تو را به حقی که بر گردنت دارم جلو بیا و بخور.
شروع به خوردن نمودم. فرمود: چه دیده بودی بگو؟ 
گفتم: در بین راه پاسبانی را دیدم که بر سر زنی می زد و او را به طرف زندان می‏ برد او با صدای بلند می گفت: پناه به خدا و پیامبر می‌برم به فریادم برسید ولی هیچ کس به داد او نرسید. فرمود: برای چه او را چنین می‌زدند؟ گفتم:
از مردم شنیدم که آن زن به زمین خورده در این موقع گفته: «خدا لعنت کند ظالمین تو را ای فاطمه ی زهرا» 
این آزار و شکنجه برای همان حرف بوده؛ امام دست از خوردن کشید شروع کرد زار زار به گریستن به طوری که دستمال و محاسن و سینه‏ اش پر از اشک چشمهایش شد. 
فرمود: بشار حرکت کن برویم به مسجد سهله تا دعا کنیم و از خداوند عزیز خلاصی آن زن را بخواهیم، 
امام یکی از شیعیان را فرستاد به دربار سلطان و فرمود: از آنجا تکان نمی خوری تا فرستاده ی ما بیاید اگر پیش آمدی برای آن زن کرد می‏ آیی و ما را پیدا می کنی. 
رفتیم به مسجد سهله هر کدام دو رکعت نماز خواندیم آنگاه امام صادق (علیه السلام) دست به آسمان بلند نموده این دعا را خواند «انت اللَّه ...» بعد از دعا به سجده رفت که من جز صدای نفس آقا چیزی نمی‏ شنیدم سر بلند نموده فرمود: حرکت کن که آن زن آزاد شد.
از مسجد خارج شدیم در بین راه آن مردی که فرستاده بود به دربار سلطان را ملاقات کردیم. امام (علیه السّلام) پرسید چه خبر شد؟ گفت: آزادش کردند فرمود: چطور شد که آزادش کردند؟ گفت: من نفهمیدم ولی کنار دربار ایستاده بودم یک نفر دربان آمد و او را خواست گفت: چه گفته بودی؟ 
جواب داد: من به زمین خوردم گفتم: «خدا لعنت کند ظالمین تو را ای فاطمه زهرا» مأموران مرا این چنین آزردند، 
دربان، دویست درهم به او داد و گفت: «این پول را بگیر و امیر را حلال کن» ولی آن زن نگرفت؛ وقتی دید از گرفتن پول خودداری کرد به امیر خبر داد بعد بیرون آمد و گفت: برو به منزلت و آن زن آزاد شد و به منزلش رفت.
امام (علیه السّلام) فرمود: از گرفتن دویست درهم خود داری کرد!؟ گفت آری با اینکه به خدا سوگند به آن پول احتیاج داشت. امام از جیب خود کیسه ی پولی بیرون آورد که هفت دینار در آن بود. فرمود: این پول را ببر به منزلش و به او بده و سلام مرا به او برسان. ما با هم رفتیم به خانه ی آن زن و سلام امام را رساندیم. آن زن گفت: به خدا قسم جعفر بن محمّد (علیه السّلام) به من سلام رسانده!؟ 
گفتم: خدا تو را بیامرزد به خدا سوگند جعفر بن محمّد (علیه السّلام) سلام به تو رساند؛ آن زن دست برد گریبان خود را چاک زد و بیهوش گردید.
ایستادیم تا به هوش آمد آنگاه گفت: سخن امام را برایم دو مرتبه بگویید. تکرار کردیم تا سه مرتبه این کار را کرد بعد گفتیم: بگیر این پول را امام (علیه السّلام) برایت فرستاده و مژده باد تو را. پول را گرفت و گفت به امام (علیه السّلام) بگویید از خدا بخواهد این کنیزش را ببخشد من کسی از او و آباء گرامی اش و اجداد طاهرینش را بیشتر در نزد خدا محبوب نمی دانم که واسطه توسل شود. 
خدمت حضرت صادق برگشتیم و داستان زن را برای آن جناب نقل کردیم امام (علیه السّلام) شروع بگریه کرده و برایش دعا کردند.
نکته ها
1. امام صادق (علیه السلام) روی نام مادرشان فاطمه ی زهرا سلام الله علیها خیلی حساس بودند.
2. اگر کسی در راه دفاع از اهل بیت حرکت کند و ایستادگی کند اهل بیت او را پشتیبانی و دعا می کنند.
3. پول نگرفتن از دشمنان اهل بیت و رد کردن دشمن سب6+ب خوشحالی دوست می شود.
4. دعای امام حتماً مستجاب می شود و معجزه می کند.
5. امام به حل مشکلات شیعیان می پرداختند و اصلا نمی گفتند به من چه ارتباطی دارد؟ و نمی گفتند این مشکل خودت است. واقعا برای حل مشکل دیگران تلاش پیگیر می کردند.
6. امام قلب رئوفی داشتند و برای ستمی که به دیگران شده زار زار گریه می کردند. 
7. ما هم سعی کنیم مثل امام در گرفتاریها و مشکلاتمان به خدا توسل کنیم و به مسجد برویم و دو رکعت نماز بخوانیم و بعد دعا کنیم و از خدا بخواهیم که کارمان یا کار دیگران را اصلاح کند.
8. برای دیگران از ته دل دعا کنیم.
9. مسجد سهله در نزدیکی نجف واقع شده و یک مکان فوق العاده مقدس و معنوی است و دعای امام در آنجا مستجاب شد و در کتاب «المزار الکبیر» ابن مشهدی و همچنین کتاب «مزار» شهید ثانی و هم «بحار الانوار» این روایت در باب عظمت مسجد سهله آمده است.
10. کسی که ولایت اهل بیت (علیهم السلام) را در دل داشته باشد و دشمنی دشمنانشان را در دل داشته باشد اهل بیت از او دستگیری می کنند.
متن عربی حدیث 

عَنْ بَشَّارٍ الْمُکَارِی، قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) بِالْکُوفَةِ 
وَ قَدْ قُدِّمَ لَهُ طَبَقُ رُطَبٍ طَبَرْزَدٍ (1) وَ هُوَ یَأْکُلُ فَقَالَ لِی: یَا بَشَّارُ اُدْنُ فَکُلْ، فَقُلْتُ: هَنَّاکَ اللَّهُ وَ جَعَلَنِی فِدَاکَ 
قَدْ أَخَذَتْنِی الْغِیْرَةُ مِنْ شَیْ‏ءٍ رَأَیْتُهُ فِی طَرِیقِی أَوْجَعَ قَلْبِی وَ بَلَغَ مِنِّی، 
فَقَالَ لِی: بِحَقِّی لَمَّا دَنَوْتَ فَأَکَلْتَ، قَالَ: فَدَنَوْتُ فَأَکَلْتُ، 
فَقَالَ لِی: حَدِیثَکَ، 
قُلْتُ: رَأَیْتُ جِلْوَازاً یَضْرِبُ رَأْسَ امْرَأَةٍ وَ یَسُوقُهَا إِلَی الْحَبْسِ 
وَ هِیَ تُنَادِی بِأَعْلَی صَوْتِهَا: الْمُسْتَغَاثُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ، وَ لَا یُغِیثُهَا أَحَدٌ، 
قَالَ: وَ لِمَ فَعَلَ بِهَا ذَاکَ، 
قَالَ: سَمِعْتُ النَّاسَ یَقُولُونَ: إِنَّهَا عَثَرَتْ فَقَالَتْ:لَعَنَ اللَّهُ ظَالِمِیکِ یَا فَاطِمَةُ، فَارْتَکَبَ مِنْهَا مَا ارْتَکَبَ.
قَالَ: فَقَطَعَ الْأَکْلَ وَ لَمْ یَزَلْ یَبْکِی حَتَّی ابْتَلَّ مِنْدِیلُهُ وَ لِحْیَتُهُ وَ صَدْرُهُ بِالدُّمُوعِ، 
ثُمَّ قَالَ: یَا بَشَّارُ قُمْ بِنَا إِلَی مَسْجِدِ السَّهْلَةِ 
فَنَدْعُوَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَسْأَلَهُ خَلَاصَ هَذِهِ الْمَرْأَةِ، 
قَالَ: وَ وَجَّهَ بَعْضَ الشِّیعَةِ إِلَی بَابِ السُّلْطَانِ وَ تَقَدَّمَ إِلَیْهِ بِأَنْ لَا یَبْرَحَ إِلَی أَنْ یَأْتِیَهُ رَسُولُهُ فَإِنْ حَدَثَ بِالْمَرْأَةِ حَدَثٌ صَارَ إِلَیْنَا حَیْثُ کُنَّا.
قَالَ: فَصِرْنَا إِلَی مَسْجِدِ السَّهْلَةِ وَ صَلَّی کُلُّ وَاحِدٍ مِنَّا رَکْعَتَیْنِ، 
ثُمَّ رَفَعَ‏ الصَّادِقُ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) یَدَهُ إِلَی السَّمَاءِ وَ قَالَ:
أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ مُبْدِئُ الْخَلْقِ وَ مُعِیدُهُمْ، وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ خَالِقُ الْخَلْقِ وَ رَازِقُهُمْ، وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْقَابِضُ الْبَاسِطُ، وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ مُدَبِّرُ الْأُمُورِ وَ بَاعِثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ، أَنْتَ وَارِثُ الْأَرْضِ وَ مَنْ عَلَیْهَا، أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الْمَخْزُونِ الْمَکْنُونِ الْحَیِّ الْقَیُّومِ.
وَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ عَالِمُ السِّرِّ وَ أَخْفَی، أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی إِذَا دُعِیتَ بِهِ أَجَبْتَ، وَ إِذَا سُئِلْتَ بِهِ أَعْطَیْتَ، وَ أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ بِحَقِّهِمُ الَّذِی أَوْجَبْتَهُ عَلَی نَفْسِکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِیَ لِی حَاجَتِی السَّاعَةَ السَّاعَةَ.
یَا سَامِعَ الدُّعَاءِ، یَا سَیِّدَاهْ یَا مَوْلَاهْ یَا غِیَاثَاهْ، أَسْأَلُکَ بِکُلِّ اسْمٍ سَمَّیْتَ بِهِ نَفْسَکَ، أَوِ اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُعَجِّلَ خَلَاصَ هَذِهِ الْمَرْأَةِ، یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ، یَا سَمِیعَ الدُّعَاءِ.
قَالَ: ثُمَّ خَرَّ سَاجِداً لَا أَسْمَعُ مِنْهُ إِلَّا النَّفَسَ، ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ: قُمْ فَقَدْ أُطْلِقَتِ المَرْأَةُ، قَالَ: فَخَرَجْنَا جَمِیعاً فَبَیْنَمَا نَحْنُ فِی بَعْضِ الطَّرِیقِ إِذْ لَحِقَ بِنَا الرَّجُلُ الَّذِی وَجَّهْنَاهُ إِلَی بَابِ السُّلْطَانِ فَقَالَ لَهُ: مَا الْخَبَرُ، قَالَ: قَدْ أُطْلِقَ عَنْهَا، قَالَ: کَیْفَ کَانَ إِخْرَاجُهَا، قَالَ: لَا أَدْرِی وَ لَکِنَّنِی کُنْتُ وَاقِفاً عَلَی بَابِ السُّلْطَانِ إِذْ خَرَجَ حَاجِبٌ فَدَعَاهَا 
وَ قَالَ لَهَا: مَا الَّذِی تَکَلَّمْتِ بِهِ، 
قَالَتْ: عَثَرْتُ، فَقُلْتُ: لَعَنَ اللَّهُ ظَالِمِیکِ یَا فَاطِمَةُ فَفَعَلَ بِی مَا فَعَلَ.
قَالَ: فَأَخْرَجَ مِائَتَیْ دِرْهَمٍ وَ قَالَ: خُذِی هَذِهِ وَ اجْعَلِی الْأَمِیرَ فِی حِلٍّ، 
فَأَبَتْ أَنْ تَأْخُذَهَا، فَلَمَّا رَأَی ذَلِکَ مِنْهَا دَخَلَ وَ أَعْلَمْ صَاحِبَهُ بِذَلِکَ 
ثُمَّ خَرَجَ فَقَالَ: انْصَرِفِی إِلَی بَیْتِکِ، فَذَهَبَتْ إِلَی مَنْزِلِهَا، 
فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ: أَبَتْ أَنْ تَأْخُذَ الْمِائَتَیْ دِرْهَمٍ، قَالَ: نَعَمْ وَ هِیَ وَ اللَّهِ مُحْتَاجَةٌ إِلَیْهَا، 
قَالَ: فَأَخْرَجَ مِنْ جَیْبِهِ صُرَّةً فِیهَا سَبْعَةُ دَنَانِیرَ وَ قَالَ: اذْهَبْ أَنْتَ بِهَذِهِ إِلَی مَنْزِلِهَا 
فَاقْرَأْهَا مِنِّی السَّلَامَ وَ ادْفَعْ إِلَیْهَا هَذِهِ الدَّنَانِیرَ.
قَالَ: فَذَهَبْنَا جَمِیعاً فَأَقْرَأْنَاهَا مِنْهُ السَّلَامَ، 
فَقَالَتْ: بِاللَّهِ أَقْرَأَنِی جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّلَامَ، 
فَقُلْتُ لَهَا: رَحِمَکِ اللَّهُ وَ اللَّهِ إِنَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ أَقْرَأَکِ السَّلَامَ، 
فَشَهِقَتْ وَ وَقَعَتْ مَغْشِیَّةً عَلَیْهَا، 
قَالَ: فَصَبَرْنَا حَتَّی أَفَاقَتْ وَ قَالَتْ: أَعِدْهَا عَلَیَّ، فَأَعَدْنَا عَلَیْهَا حَتَّی فَعَلَتْ ذَلِکَ ثَلَاثاً،
ثُمَّ قُلْنَا لَهَا: خُذِی هَذَا مَا أَرْسَلَ بِهِ إِلَیْکِ وَ أَبْشِرِی بِذَلِکِ، فَأَخَذَتْهُ مِنَّا 
وَ قَالَتْ: سَلُوهُ أَنْ یَسْتَوْهِبَ أَمَتَهُ مِنَ اللَّهِ (به امام علیه السّلام بگوئید از خدا بخواهد این کنیزش را ببخشد)
فَمَا أَعْرِفُ أَحَداً أَتَوَسَّلُ بِهِ إِلَی اللَّهِ أَکْثَرَ مِنْهُ وَ مِنْ آبَائِهِ وَ أَجْدَادِهِ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ.
قَالَ: فَرَجَعْنَا إِلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فَجَعَلْنَا نُحَدِّثُهُ بِمَا کَانَ مِنْهَا، فَجَعَلَ یَبْکِی وَ یَدْعُو لَهَا (2)
____________________________________
1. عسل‏ الطَّبَرْزَد: یؤخذ من تمر شدید الحلاوة، و هو المعروف بسُکَّر طَبَرْزَد، مُعرّب  «تَبَرْزَذْ». (کتاب الماء، ج‏3، ص: 892)
الطَّبَرْزَذُ: السُّکَّرُ، فَارِسِىٌّ مُعَرَّبٌ، یُریدُ تَبَرْزَدْ بالفارِسِیَّةِ، کأَنَّه نُحِتَ من نَوَاحِیه بالفَأْسِ، (
المحکم و المحیط الأعظم، ج‏9، ص: 123)
(الطبرزد: نوع من التمر سمّی به لشدّة حلاوته تشبیها بالسُّکر الطبرزد)
2. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏97، ص: 441  و مصدر اصلی: المزار الکبیر صفحه 137

  • محمد رضا اعظمی راد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">